عشقی که از 18 خرداد فقط دوبار تونستم از دور ببینم،برای بار دوم که پانزده مرداد بود و بعد از یه ساعت و خورده ای کشیش دادن موفق شدم ببینمت،بی انصاف میدونی 46 روزه که ندیدمت،صداتو هم نشنیدم،فقط دو سه بار با شماره های مختلف زنگ زدم که صداتو بشنوم،صدای بله گفتنتو،تمام دنیا هم جمع بشن نمیتونن جای تو برام باشن،چه جوری تونستی یهویی بری،تمام دلخوشی هام شده زل زدن به صفحه تلگرامت،46 روزه که زندگی ندارم،46 روزه که هوا ندارم،46 روز،مبدا تاریخ من شده 18 خرداد،هجرت تو از قلبم،فراموش کردنم،یادته میگفتی فراموشم نمیکنی،یادت بهم قول داده بودیم هرشب بعد از ساعت 12 شب به آسمون نگاه کنیم ،من سر قولم هنوز هستم ،هنوز هم ستاره نگاه تو توی چشامه،غم دارم،غم ندیدنت،تو بگو با این درد چه کنم،با این درد که هر روز سوز سینه مو بیشتر میکنه چیکار کنم؟چرا باید نداشته باشمت،چرا باید صداتو نشنوم؟بی تو تمام دردهای دنیا رو سرم آوارن،خیلی تنهام ،یاد داشتنت بخیر،دوستت دارم
نوشته شده در دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:0 توسط هرگز فراموشت نخواهم کرد سام| |
فقط برای سامی...ما را در سایت فقط برای سامی دنبال میکنید
برچسب: برای, نویسنده: بازدید: 27