ولی دیروز میشه گفت بدترین و تلخ ترین روز عمرم بود نمیدونستم اینقدر تو شکستنم مهارت داری،دیروز بد جور با حرفات دل بیچارمو شکستی،برام نوشتی که تو فقط و فقط در روزهای خوب و شادم کنارم بودی،ولی فکر نکردی که من همیشه از همون دقایق اول کنارت بودم بدون هیچ چشم داشتی و بدون هیچ منتی همیشه در دسترست بودم،این تو بودی که هروقت کاری داشتی و هر وقت بهم نیاز داشتی باهام تماس میگرفتی که باشم،ولی من همیشه بودم نه بخاطر تو نه،فقط و فقط بخاطر خودم چون من عاشقت بودم و هستم،نمیدونم چه جوری دلت اومدکه اینجوری قضاوتم کنی و اینجوری حکم بدی،ولی میتونستی شجاع باشی و راحت بگی فلانی از زندگیم برو بیرون،جرا برای دک کردنم این حرفا رو بهونه کردی ؟چرا؟هیچوقت اهل حساب و کتاب نبودم چون عشق ریاضی و منطق حالیش نیست،کی تو عاشقی رفته دنبال سود و منفعت که من پی اش باشم،خودت بهتر میدونی که این وصله ها بهم نمچسبه،نمیخوام چیزی بگم ،ولی برا این حرفا حرفای زیادی دارم ولی بازم به احترام عشق یکطرفه ام ساکت میمونم ،تو آزادی میتونی فراموشم کنی،ولی بی انصاف با این همه خاطره بگو چیکار کنم؟با این همه نشونی که برام گذاشتی چیکار کنم؟تو که اسمت تو خونه امه،تو که یادت هر لحظه تو دلمه،کاش برای دک کردنم بهونه بهتری داشتی،دوباره از اول مرورم کن،این قضاوت تو آبم میکنه،این قضاوت تو مثل موریانه از دیشب افتاده بجوونم ،باشه از زندگیت میرم بیرون،منی که تا اینجا هم فقط من بهت چسبیده بودم ،باشه ولی این انصاف نیست،این حق من نبود،کاش حداقل میتونستم یکم دوستت نداشته باشم تا از خودم دفاع کنم،ولی مهم نیست،مهم اینه که من دوستت دارم ،حتی اگه ازم نفرت داشته باشی من دوستت دارم ،توروخدا مواظب خودت باش،به خودت برس،ممنونم که هستی
نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ساعت 18:35 توسط هرگز فراموشت نخواهم کرد سام| |
![]()
ما را در سایت فقط برای سامی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38