فقط برای سامی

متن مرتبط با «برای» در سایت فقط برای سامی نوشته شده است

برای سام (214)

  • نیلوبلاگ

    برای سام (214) امروز خلاصه بعد از خیلی تلاش تونستم کلمه عبور وبلاگمو دوباره باز یابی کنم ،خیلی وقته میخواستم برات بنویسم،برای تویی که دیگه هر روز سایه اتو ازم میگیری،دیگه به ندرت حتی صداتو میشنوم،امروز بیشتر از یه ماه هست که ندیدمت،این برای اولین بار هست که این همه وقت ندیدمت،من پوست کلفت ولی دارم نفس میکشم،روزامو با دلتنگی سر میکنم،با داشتن کوتاهت رویا پردازی میکنم،برا خودم قصه میبافم،خودمو قانع ...

    ادامه مطلب
  • فقط برای سام

  • نیلوبلاگ

    فقط برای سام امشب شب هشتم هست که هیچ خبری ازت ندارم،با اینکه یه بار اومدم ساعتها منتظر شدم تا ببینمت حتی از دور ولی موفق نشدم،همیشه این حس اذیتم میکنه که چرا اگه میگن دل به دل راه داره ،پس چرا من نمیتونم ببینمت،یه جای کار میلنگه،انگار دیگه فراموشت شده ام،یا اینکه لایق دیدنت نیستم،تمام دلخوشیهای اینروزام چک کردن پروفایلته،اعلان تلگرام رو فعال کردم که هروقت آنلاین بشی بیام و صفحه رو باز کنم و حرفامو...

    ادامه مطلب
  • فقط برای سام216

  • نیلوبلاگ

    سلام عشقم عشقی که از 18 خرداد فقطxa0 دوبار تونستم از دور ببینم،برای بار دوم که پانزده مرداد بود و بعد از یه ساعت و خورده ای کشیش دادن موفق شدم ببینمت،بی انصاف میدونی 46 روزه که ندیدمت،صداتو هم نشنیدم،فقط دو سه بار با شماره های مختلف زنگ زدم که صداتو بشنوم،صدای بله گفتنتو،تمام دنیا هم جمع بشن نمیتونن جای تو برام باشن،چه جوری تونستی یهویی بری،تمام دلخوشی هام شده زل زدن به صفحه تلگرامت،46 روزه که زندگی...

    ادامه مطلب
  • برای سام(199)

  • نیلوبلاگ

    xa0 این انصاف نیست که ازت بی خبر باشم،دلتنگتم ...

    ادامه مطلب
  • برای سام(201)

  • نیلوبلاگ

    دیروز برای اولین بار احساس کردم که تصمیم تازه ای گرفتی،احساس کردم که بی توجه شدی،احساس کردم که میخوای فراموشم کنی،دیروز سرد بودنتو براحتی لمس کردم،همیشه ترس ارتفاع چشات رو داشتم،دیروز احساس کردم که از چشات افتاده ام،هیچوقت دوست نداشتم خودمو بهت تحمیل کنم،هیچوقت نخواستم برات مزاحم باشم،ولی دیروز احساس کردم که اضافی ام،اضافی و مزاحم برای تو،برای زندگی تو،برای خوشبختیت،منی که هر لحظه آروزی خوشبختی تو رو دارم ،احساس کردم الان بزرگترین مانع برای خوشبختیت شده ام،تصمیم عاقلانه ای گرفتی،بیخال دل داغون ش...

    ادامه مطلب
  • برای سام(202)

  • نیلوبلاگ

    وقتی به تو که فکر میکنم البته وقتی که نه چون تمام وقتهایم در ذهن منی،تو در تمام وجود من پنهانی ،حتی در شب و دنیای تاریکی هایم یادت برام روشنه،کاش بازم مثل قبل هر روز میدیدمت و سلام تو و مهربونی تو تمام این شیشه تنهایی و دلتنگی منو میشکست ،کاش کنارم بودی تا تمام دفتر وجودم پر از نگاه تو بشه،تا با تمام مهربونی ات همه دردای دلتنگی من از یادم برود، و بودنت معجزه ای کند و منو به آن سوی فراموشیها از این همه غم حسرت و اندوه جدایی ببرد،من فقط در کنار تو خوشحال بودم و به غیر از تو دستان مهربون تو با همه ...

    ادامه مطلب
  • برای سام(204)

  • نیلوبلاگ

    این روزا دلم اصرار داره فریاد بزنه،فریاد از دلتنگی ،فریادxa0 از این همه حسرت،فریاد از این شهر غریب و سرد شدن یه اشنا،اما من همش مدام جلوی دهانش را میگیرم ،دهانش را میگیرم چون کسی تمایلی به شنیدن این حرفا نداره،حرفایم تاریخ مصرفش تموم شده،این روزا سعی میکنم خدای سکوت بشم ،حرفی نزنم،خفقان میگیرم شاید حرفام باعث رنجش و خطی خطی اطرافیانم بشه،اینروزا حوصله هیچکاری رو ندارم ،حتی حواسم به خودم همxa0 نیست،نمیدونم چه بلایی به سرم اومده،فقط انو میدونم که همش چشات جلوی چشامه،مثل داستان شیرین چوپان دروغگو ه...

    ادامه مطلب
  • برای سام(205)

  • نیلوبلاگ

    دیروز بهم گفتی که هرکه از دیده رور از دل برود،این حرفت بهم آتیش زد،آتیش زد چونxa0 تو بزرگترین حسرت منی،حسرت من چون بی شک با تو خوشبخت ترین بودم و لی از داشتنت خودمو بی نصیب کردم،بی نصیب چون لیاقتتو نداشتم،چون خوشبختی تو از خوشبختی من مهم بود و هست،و حالا هر روز برای چندمین بار این حسرت رو برا خودم هی یادآور میشم،بعضی وقتا به ندرت وقت هایی که خودخواه میشم به خودم حق میدم و میگم حق نداشتم خودمو از چشات بی نصیب کنم ،ولی با این وجود فرشته زمینی من هر لحظه دارمت،دارمت چون تو گوشت و خون من ریشه انداخت...

    ادامه مطلب
  • برای سام(206)

  • نیلوبلاگ

    و دلتنگی من همچنان ادامه داردxa0 و تمام چشم شده ام وxa0 برایت پهن کرده ام،تو را چشم در راهم نه شباهنگام که هر لحظه در راهم،هر چیزی یه چیزی رو خوشگل میکنه و یه جورایی هویت میده،مثلا یه گل ،گلدان روxa0 زیبا میکنه و بهش هویت میده،میدونی منم اینروزا حس گلدان خاکی رو دارم که هویت گرفته ام،میدونی چرا؟؟چون یاد گل تو هر لحظه تو گلدان قلب من جاریه،دلتنگ،که باشی،همش بیقرار میشی،دلت به کار نمیره،همش مثل اسپند آروم و قرار نداریفیه جورایی چشم به راه میشی،انگار مسافری تو راه داری که قراره بیاد؟دلتنگی خیلی درد...

    ادامه مطلب
  • برای سام(207)

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چگونه زبانم را به زیباترین واژه ها آغشته کنم کاش سرمه بودی تا به چشام میچشیدم،چون میخوام عزیز بودنت رو هر لحظه بخاطر بسپارم و اینکهxa0 رو چشام جا داری،برام مهم و عزیزی،به وسعت آفاق،و به وسعت دریا هم که باشم عاجزم از بیان دلتنگیهایم xa0،خواستم با این نوشتهxa0 ناقص افشاء کنم تمام دلداگی ام را وهمچنین xa0بهونه ای xa0برای یادآوری اینکه تو برام همیشه عزیزی و عزیز خواهی بود ،انشاله که همیشه سبز و جاوید باشی که بودنت خدایی و قدسی است،ممنون بودنتم ،ممنونم که هستی...

    ادامه مطلب